به نام خداوند بخشنده و مهربان
نقد و بررسی فیلم سینمایی دلشکسته

مشخصات فیلم :
بازیگران : شهاب حسینی ، بی تا بادران ، خسرو شکیبایی ، رضا رویگری ، فریبا کوثری ، محمود پاک نیت و ...
نویسنده و کارگردان : علی رویین تن
تهیه کننده : مجید اسماعیلی
پیش درآمد : نظر کلی ای که پس از دیدن فیلم و انتهای مشاهده آن به ذهن بیننده عام متبادر می شود ، این است که فیلم خوبی بوده و شخص در درون خود احساس رضایت می کند .
موضوع کلی داستان فیلم : تفاوت فرهنگ ها ، با سعی بر اینکه از نوعی فرهنگ خاص جانب داری نکند و فرهنگ دیگری را زیر سوال نبرد البته در برخی از قسمت های فیلم "رویین تن" نتوانسته این روند را حفظ کند .
داستان فیلم : دختر و پسری در رشته ی فلسفه در دانشگاهی مشغول به تحصیل هستند ، و دختر نماینده قشر دگر اندیش و غیر سنتی ( شاید هم بتوان گفت که سنت خاص خانواده خود را دارند .) و پسر نماینده قشر مذهبی و سنتی که این دو در دانشگاه هم فکر های خود را دارند و به شدت به دیگری (و طرز سلوک و شکل ظاهری و ... ) حساسیت دارند و این حساسیت را بروز می دهند .
ناگفته نماند که هر دوی این افراد ، انسان هایی صاحب فکر و اندیشه ای هستند .
خلاصه استادشان برای پایان نامه گره بندی دانشجویان را با هدفی که دارد خود انجام می دهد و این دختر و پسر که به شدت با هم در تضاد بودند، بالاجبار هم گروه می شوند و در نهایت و با ریتم مناسبی نسبت به هم علاقه پیدا می کنند و ...
نکات کلیدی :
1. در ابتدای فیلم صحنه ای است که دختر "نفس" که از خانواده ای مرفه و نه چندان مذهبی است ماشین گران قیمت و جدیدی را که پدرش به عنوان هدیه روز تولد به او داده را به دانشگاه آورده و دانشجویان مجذوب این اتومبیل شده اند و شروع به تعریف و تمجید از پدرش می کنند نفس نیز که پدرش را بسیار دوست دارد ، در تعریف پدرش او را فردی کاملا منطق گرا معرفی می کند ، به نحوی که این شخص ( پدر نفس) تنها روش هایی را می پذیرد که بر پایه منطق و عقل استوار باشند و اعتقادی به فلسفه و ... ندارد. " کلید اول "
2. در جریان فیلم و برخوردهایی که پیش می آید مشخص می شود که پسر که شخصیتی مذهبی دارد ، انسان اهل تفکری نیز هست و به نسبت سایر دوستان خویش کمتر تعصبی و قهری عمل می کند و مذهبی بودن را با تفکر و لطافت (خوشنویسی و هنر ) توامان دارد . " کلید دوم "
3. در قسمت های مختلف فیلم مشخص می شود که هر دو خانواده ، خانواده های اصیلی هستند و هر دو شخص رفتار هایشان کاملا منطبق بر فرهنگ خانواده ای هست که در آن رشد یافته اند . هر دو خانواده هایی تحصیل کرده دارند
( پدر مادر امیر علی دکترای ادبیات داشته و دارند و استاد دانشگاه بوده و هستند "پدر پسر در جنگ شهید شده " ، پدر نفس نیز فردی تحصیل کرده در رشته های مهندسی است و شرکت و بیزینس معتبری دارد . "کلید سوم "
4. اطلاعات ورودی اشتباه : در قسمت های مختلف فیلم مشخص می شود که نفس در مورد افرادی شبیه پسر ، نوعی تیپ در نظر دارد که نه اینکه این تیپ از افراد وجود نداشته باشند ( مانند آن حاجی متظاهر نمایی که در همین فیلم داخل باغی در بین جماعت نسوان می رقصد و به آنها می گوید "دعاتون می کنم " ) ولی مطمئنا نمی توان تمام افراد را به یک چوب راند تنها به دلیل اینکه ، شکل ظاهری یکسانی دارند . " تفکرات دختر در مورد پسر : افرادی متظاهر نما ، تا حدود زیادی دگم و بی تفکر ، انسانهایی سوئ استفاده گر که مثلا از شهید شدن پدرش استفاده نموده و با استفاده از سهمیه شهدا وارد دانشگاه شده و افرادی که به آنچه که می گویند اعتقادی ندارند و برای سوئ استفاده نمایش بازی می کنند. " و اما " تفکرات پسر در مورد دختر : انسانهاایی که به هیچ ضابطه و اصولی پایبند نیستند ، اهل تفکر نیستند و فقط به ظاهر و پوسته توجه دارند و ... " که در جریان مراوداتی که با هم برای تهیه ی پایان نامه مشترک دارند یک به یک خط بطلان بر روی پیش داوری های خویش می کشند و از آنجایی که هر دو انسان هایی بسیار اهل دل هستند شدیدا به یکدیگر علاقه مند می شوند . " کلید چهارم "
5. مادر امیر علی که جوانی خویش را در نفس می بیند و سرنوشتی مشابه او داشته ، با این وصلت مشکلی ندارد ولی مشکل در پذیرش امیر علی در خانواده نفس بسیار بارز است و پدر شدیدا سعی در این دارد که دخترش را از تصمیمی که گرفته منصرف سازد ، و دلیل مخالفت پدر دختر همان طرز تفکری که داشته و پیش فرضی که در ذهن خود نسبت به افرادی همچون امیر علی متصور بوده ، است و زمانی که در مراسم خواستگاری ، امیر علی در پاسخ اینکه چه دارد که به خواستگاری دختر مهندس شایسته آمده گفت : "اهل بیت " این حس مهندس نسبت به امیر علی به اوج خود رسید .
مهندس که تنها مسایل استوار بر پایه منطق را می پذیرد ، بسیار از این پاسخ امیرعلی برآشفته می شود و نه اینکه مهندس اهل بیت را قبول نداشته باشد ولی این را نوعی گریز امیر علی از پاسخ به سوال منطقی خود می داند وبه همین دلیل در این مرحله درخواست آنها را رد می کند . " کلید پنجم "
6. " کلید ششم ( شاه کلید قصه ) " : پس از اینکه مهندس خجسته به درخواست امیر علی پاسخ منفی می دهد ، هر دو جوان شدیدا بر مواضع خود اصرار می ورزند ، و در قسمتی از فیلم مهندس از دخترش می خواهد به خاطر او از این وصلت بگذرد و دختر به او پاسخ می دهد که نمی تواند و در مهندس در توجیه نظر خود به دخترش می گوید که او در جواب تمام منطق من به من می گوید " اهل بیت " و دخترش در پاسخ به او می گوید که این اعتقاد امیر علی است . مهندس که فردی باهوش و سرد و گرم چشیده است بهترین تصمیم را می گیرد که همه چیز یا به خودش یا به فرزندش ثابت شود . او در یکی از مواجهات پس از رد درخواست خویش با امیر علی او را به اهل بیت و امام حسین قسم می دهد که از تصمیم خود برگردد .
از نظر مهندس این یک بازی تمام برد بود ، زیرا به اعتقاد او امیر علی به دلیل عشقی که در دلش نسبت به دخترش دارد کوتاه نمی آید ، در این صورت هم به خودش و هم به دخترش ثابت می شود که امیرعلی نقش بازی می کند و این " اهل بیت " که به گفته دخترش اعتقاد امیر علی ست ، وسیله پیشبرد خواسته هایش است نه اعتقاد واقعی او .
ولی آن روی سکه اتفاق افتاد و امیرعلی به یکباره تمام عشقش را در درون خویش معدوم نمود . و اینجای قصه است که " منطق " ، شاه کلید داستان نام می گیرد و مهندس خجسته که انسانی منطق گراست به این ایمان می آورد که " امیر علی واقعا ودر اعماق وجود خویش به اهل بیت اعتقاد راسخی دارد " و زمانی که این موضوع برای او به اثبات می رسد ، در پذیرش درخواست امیر علی درنگ نمی کند .
نکات مثبت :
1.عدم داوری و سفید و سیاه معرفی نمودن شخصیت های داستان .
2. نشان دادن اینکه ، هر دوی این دو گروه از تیپ شخصیتی می توانند انسان هایی مطلوب و مورد پذیرشی از دیدگاه بیننده باشند ، به نحوی که تصور شخص بیننده در انتهای فیلم در مورد هر دو گروه پس زمینه ای مثبت دارد .
3. استفاده ی مناسب از موسیقی و آواز در بطن فیلم .
4. بازی های مورد پذیرش : شهاب حسینی که من شخصا انتظاری غیر از این از او نداشتم و به انتظاری که از او می رفت به خوبی عمل نمود ولی هنر بی تا بادران بازیگر نقش اول زن بسیار جالب توجه بود ودیگر اسم او در پس زمینه ذهنمان به عنوان بازیگری خوب نقش بست . و استفاده از " فریبا کوثری و زنده یاد خسرو شکیبایی " به عنوان افراد تاثیر گذار دو خانواده بسیار مناسب و قابل قبول بود .
5. در انتهای فیلم تاثیر امیر علی در حرکات ورفتارو نحوه ی گفتار دختر بسیار بارز است مثلا قسمتی که تسبیح در دست دارد و رو به پدرش با حرکت دست می گوید " این اعتقادشه پدر من " به خوبی این موضوع به تصویر کشیده شده که به عقیده من از نکات مثبت فیلم قلمداد می شود .
نکات دیگر :
-کمی در بعضی از قسمت های فیلم نقش ها ، زیادی پر رنگ و تا حدودی غیر واقعی ارائه شدند ، مثلا در قسمتی که دختر از رضا رویگری ( در نقش دکتری جنگ دیده و باغبان ) پرسید که سربند یاحسین ات را که همیشه همراهت بوده چرا باز کردی برخوردی بسیار تند و شدید از خود نشان می دهد که که چندان طبیعی به نظر نمی رسد .
- هر چند که کارگردان ونویسنده ی این اثر " رویین تن " سعی کرده بی طرفی را رعایت نماید ولی در برخی قسمت های فیلم به صورت نا خود آگاه به سمت آنچه که خود رویین تن از آن دست است غش کرده و به طور کلی تغییرات در نفس بسیار بارز تر از امیر علی است. مثلا نفس در انتهای فیلم با پوشش چادر ظاهر می شود و یا در مراسم شب های ماه محرم با پای برهنه در خیابان تردد می کند و دیگر تغییراتی از این قبیل و با این شدت کمی برای بیننده غیر قابل باور می باشد و یا مداحی استاد دانشگاه در محرم نیز چندان طبیعی به نظر نمی رسید .
- به نظر اینجانب" رویین تن" در بیان اینکه چه می شود که پدر نفس، امیر علی را به دامادی می پذیرد ، کوتاهی نموده و بینندگان تعجب می کنند که چه شد که به یکباره نظر مهندس خجسته عوض می شود و ... در حالی که همانطور که در قبل گفتم "کلید ششم " با توجه به منطقی بودنش امیر علی را می پذیرد .
- هر چند که هم رضا رویگری و هم محمود پاک نیت ( در نقش استاد دانشگاه ) نقش های خود را خوب ایفا نمودند ولی به نظر می رسد که می شد از افراد دیگری برای بازی در این نقش ها استفاده نمود که این کاراکتر ها بیشتر بر چهره ی آنها بنشیند ، البته به نظر می رسد انتخاب رضا رویگری با توجه به صدای آواز بسیار زیبایش صورت گرفته که با توجه به این نکته ، قابل قبول است .
تمام شد.

|
+| نوشته شده توسط
حکمت در پنجشنبه هفتم آبان 1388
|