تبليغاتX
گوناگون
بوی گلپر مثال اطلسی نیست ، حرفهای من مثل حرف کسی نیست
 زندگی نامه ( بیوگرافی ) دکتر اکبر عالمی

به نام خدا

زندگی نامه ( بیو گرافی ) دکتر اکبر عالمی " استاد دانشگاه ، پژوهشگر ، مولف ، مترجم ، مجری و منتقد سینما "

دکتر اکبر عالمی

در شهرستان دامغان خانواده ی بسیار بزرگ و قدیمی و ریشه داری به نام عالمی وجود دارد ، که همواره طی سالیان متمادی انسان های دانشمندی بوده و هستند . افراد خاندان عالمی در هر زمینه ای که سعی کرده و وارد شده اند به بالا ترین حد آن زمینه رسیده اند . هم اکنون تعدادی از افراد این خانواده وجود دارند که در آستانه ی صد سالگی ، مدرک پی اچ دی در زمینه ی رشته های مختلف علوم از دانشگاه های بزرگ و معتبر جهان دارند . افراد این طایفه در سالهای نه چندان دور تمام امور بسیار مهم شهر را در اختیار داشته اند و تعدادی از آنها که وارد عرصه ی سیاست شده بودند ، از وزرای نخبه و نمایندگان دانشمند و کاربلد مجلس شورای ملی قبل از انقلاب  اسلامی بوده اند و یا گروه دیگری که در زمینه ی علوم دینی وارد شدند به بالا ترین درجات این علوم چه پیش از انقلاب و چه پس از آن رسیدند .

دکتر اکبر عالمی یکی از اعضای چنین خانواده ی بزرگی است ، و بی جهت نیست که تمام معیار ها و نشانه های یک ایرانی اصیل ، متین و با دانش در رفتار و منش این شخصیت ظهور می کند .

پدر اکبر عالمی احمد نام داشته و او نیز فرزند حاج شیخ میرزا آقا عالمی از مجتهدان به نام دهه های اولیه ی قرن چهارده هجری بوده است .

احمد عالمی فردی تحصیلکرده و دامپزشک بوده و با توجه به شغلش در آن سالها مجبور به مهاجرت به شهرهای مختلف کشور عزیزمان بود ه است . اکبر عالمی به سال 1324 هجری شمسی در یکی از همین شهرهای دوران مهاجرت بدنیا آمد و شاید خونگرمی دکتر عالمی به این مربوط باشد که، در شهر اهواز دیده به جهان گشوده است .

اکبر کمتر از دو سال سن داشت که دکتر احمد عالمی وخانواده اش به شهر آبا و اجدادی خویش ( دامغان ) بازگشتند . و در محله ی معصوم زاده ی این شهر ساکن شدند .اکبر دوران کودکی و نوجوانی خویش را در همین شهر گذراند تا اینکه برای ادامه تحصیلات و رسیدن به عشقش ( علوم سینمایی ) به تهران مهاجرت نمود . او در رشته ی رادیو و تلوزیون از دانشکده ی هنر های دراماتیک فارغ التحصیل شد ولی او تشنه تر از این بود که به همین بسنده کند ، از همین رو برای ادامه ی تحصیلات خویش راهی کشور  انگلستان شد و تا درجه ی دکترا پیش روی نمود . پس از آن برای تسهیم علم خویش با هموطنانش به میهن خود بازگشت .ایشان دارای دو فرزند یک دختر ویک پسر می باشند که پسر ایشان اردشیر نام دارد و گرافیست زبر دستی است .

دکتر اکبر عالمی با ورود به ایران ، فعالیت های فرهنگی و هنری خویش را از سر گرفت و در دانشگاه مشغول به تدریس علوم مختلف سینمایی گردید و بیشتر هم در زمینه ی تخصصی خویش که حوزه ی انیمیشن هست نشر علم می کرد . مردم ایران برای اولین بار در اواخر دهه ی شصت که کم کم مباحث تئوری و علمی سینما می رفت که به بوته ی فراموشی سپرده شود ، چهره ی دکتر عالمی را در برنامه ای با عنوان  "آن روی سکه " مشاهده کردند ، که در آن از اسپشال افکت صحبت می کردند ، ولی این " هنر هفتم " بود که اکبر عالمی را به عنوان یک قطب علمی سینمایی به ایرانیان معرفی نمود . "هنر هفتم " در اوایل دهه ی هفتاد که در آن زمان ایرانیان کمتر به این عادت داشتند که ساعات اولیه بامداد را پایان شب خویش بدانند ، پنج شنبه شبها حدودا نیمه شب آغاز می شد و تا پاسی از نیمه شب گذشته ، فیلم هایی بسیار بزرگ و زیبا از سینمای جهان نمایش می داد و دکتر عالمی کارشناس و همه کاره ی این برنامه بود .

دکتر عالمی را بعد ها در برنامه های بسیاری به عنوان کارشناس ، مجری ، منتقد و ...  دیدیم ، که " سینما ماورا " که از شبکه ی چهار سیما پخش می شود یکی از آخرین و جذابترین این برنامه ها است .

گوشه ای از فعالیت ها :

ترجمه و تأليف كتاب هاي فني سينمايي

تدريس مباحث تكنيكي و تخصصي در دانشكده هاي سينمايي ( دانشگاه تهران ، دانشگاه تربیت مدرس و ... )

عضو هیئت علمی و مدیر گروه انیمیشن ( پویا نمایی ) دانشگاه تربیت مدرس

اجرا و کارشناسی برنامه های تخصصی سینمایی در تلوزیون

داور جشنواره های بین المللی  فیلم و انیمیشن

داور و مجری جشنواره های مختلف ایران

دبیری همایش های ملی انیمیشن

رياست لابراتوار وزارت فرهنگ و آموزش عالي (1375)

مسئوليت لابراتوارهاي سازمان صدا و سيما (1360)

و ...

واما پس از ساخت و اکران فیلم ضعیف و دور از واقعیت " 300 " بود که اکبر عالمی به عنوان یک کارشناس در برنامه ی " پشت پرده " در شبکه ی چهار سیما ظاهر شد و در این برنامه بود که دکتر عالمی چهره ی یک ایرانی وطن پرست وعاشق فرهنگ و تمدن کهن دیارش را ، در منصه ی ظهور قرار داد .

بعد از پخش این برنامه بود که مهندس عزت الله ضرغامی ریاست سازمان صدا و سیما ، طی نامه ای از ایشان به خاطر ارائه ی بحثی پر محتوی در نقد و بررسی فیلم اسکندر و 300 تقدیر نمود .

دکتر رضا پور حسین مدیر شبکه ی چهار نیز به دلیل توجه دکتر عالمی ، به اصالت و هویت دینی و ملی ایشان را موردتقدیر قرار داد .

همچنین مخاطبان این شبکه نیز با روش های گوناگون مراتب تشکر و قدر دانی خود را از گفته های دکتر عالمی در آن برنامه ابراز نمودند . 

دکتر اکبر عالمی

گفتنی ها در مورد دکتر عالمی بسیار زیاد است ولی دیگر در این مقال نمی گنجد و تنها در نهایت می توان از ، متانت ، ادب ، تون صدای خاص و تاثیر گذار ، تسلط در اجرا و سخن وری ، رعایت عدالت و شکیبایی درشنیدن نظرات مخالف با نظر خویش ، مهربانی و صمیمیت در گفتار و کردار و بالاخره دانش و علم بسیار زیاد در حوزه های مختلف علوم سینمایی ، به عنوان عوامل محبوبیت و پذیرش عمومی دکتر اکبر عالمی نام برد .

گرد آوری شده توسط " حکمت حسین زاده "

 

|+| نوشته شده توسط حکمت در جمعه بیست و دوم آذر 1387  |
 داستان سرا پا حقیقت قسمت دوازدهم ( آخرین قسمت )

به نام خدا

قسمت دوازدهم

پلیس تیم های ویژه ای را برای دست یافتن به اطلاعاتی درباره ی زهره تشکیل می دهد ولی همه ی تجسس ها بی نتیجه می ماند تا اینکه در ساعت ده شب  روز بعد زنگ تلفن شاهین به صدا در می آید .

شماره ای با کد 44+ ، که مربوط به کشور انگلیس است ، شاهین با تعجب به تلفن پاسخ می دهد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حکمت در سه شنبه دوازدهم آذر 1387  |
 داستان سرا پا حقیقت قسمت یازدهم

به نام خدا

قسمت یازدهم

بیست روز بعد ساعت ده صبح  شاهین داخل دفتر خود در حال صحبت کردن با یک مراجع هست که صدای زنگ تلفنش بلند می شود ، تلفن را پاسخ می دهد ، پشت خط محمد ابراهیم است که بسیار آشفته صحبت می کند و از شاهین می خواهد که هر چه سریع تر خود را به باغ برساند ظاهرا برای زهره اتفاقی افتاده است . در همان لحظه شاهین با معذرت خواهی از ارباب رجوع ، دفتر را به قصد مراجعت به باغ ترک می کند . و اینک در باغ .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حکمت در دوشنبه یازدهم آذر 1387  |
 داستان سرا پا حقیقت قسمت دهم

به نام خدا

قسمت دهم 

شاهین داخل گلخانه نشسته و در فکر فرو رفته و حرفی نمی زند ،

زهره : چیه ساکت نشستی ؟

شاهین : حقیقتش یه فکری هست که ذهن من رو به خودش مشغول کرده و نمی دونم که چجوری ازت بپرسم .

زهره با خنده : به زبان شیرین فارسی ، البته اگه خواستی می تونی انگلیسی هم بپرسی بازم می تونم جوابت رو بدم .

شاهین نیز می خندد ولی بعد از چند لحظه باز  ساکت شده به فکر فرو می رود .

زهره : بابا بگو دیگه ، چته ؟ دارم نگران می شم ها .

شاهین : من حرفم رو عادتمه که رک می زنم امیدوارم که ناراحت نشی و صادقانه جوابم رو بدی . ببین من چیزی توی زندگیم نبوده که پیش تو بازگو نکرده باشم و سکرت مونده باشه برخلاف اینکه وکیل ها معمولا انسان های مرموزی هستند ولی من همیشه شخصیتی رو ، داشتم و تو الان کاملا همه خانواده و دوستای من رو می شناسی و از زیر و بم زندگی من خبر داری درسته ؟

زهره :آره درسته .

شاهین : ولی تو خیلی کم پیش اومده که در مورد خونوادت صحبتی کنی ، اگر هم چیزی گفتی فقط در مورد خواهر کوچیکتر و مامانت بوده ولی هیچ وقت در مورد بابات چیزی نگفتی ، می خواستم بدونم دلیل خاصی داره ؟، و یا مثلا اینکه دختر ها معمولا
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حکمت در یکشنبه دهم آذر 1387  |
 داستان سرا پا حقیقت قسمت نهم

به نام خدا

قسمت نهم

ساعت دو بعد از ظهر صدای بوق اتومبیل شاهین از پشت درب باغ می آید . محمد ابراهیم با شنیدن صدای بوق آشنا دوان دوان خود را به جلوی در باغ می رساند و در ها را برای شاهین گشوده تا او ماشین را به داخل بیاورد و شاهین نیز این کار را می کند و با ماشین تا جلوی سایت پرورش قارچ که تقریبا در اواسط باغ قرار دارد حرکت می کند و اتومبیل را در زیر سایه ی درختی نزدیک به سایت پارک می کند .

شاهین : سلام . خسته نباشید .

زهره : مرسی سلامت باشید . من که کاری نکردم ولی صادق بنده خدا خیلی زحمت کشید همه ی این تیر ها رو هم اون بنده خدا
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حکمت در یکشنبه دهم آذر 1387  |
 داستان سرا پا حقیقت قسمت هشتم
به نام خدا

قسمت هشتم

محمد ابراهیم پس از شنیدن صدای بوق ماشین ، دوان دوان به سمت در دویده آن را باز می کند .

محمد ابراهیم : سلام خانزاده ، سلام خانوم مهندس

شاهین و زهره پاسخ اورا می دهند .

شاهین : ممد ابراهیم جان خانوم مهندس از فردا قراره اینجا یک گلخونه ی پرورش قارچ احداث کنن ، الان ما اومدیم که محلش رو مشخص کنیم ، که کجای باغ باشه بهتره . پس بدون که بعد از این خانوم هر روز می یان اینجا ، باید هواشون رو داشته باشی ، و
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حکمت در شنبه دوم آذر 1387  |
 
 
بالا