تبليغاتX
گوناگون
بوی گل پر مثال اطلسی نیست ، حرفهای من مثل حرف کسی نیست
  زندگی نامه ( بیوگرافی ) دو فرهیخته به نام مشترک علی معلم

به نام خداوند بخشنده و مهربان

رندگینامه ( بیوگرافی ) دو فرهیخته به نام مشترک " علی معلم  "

علی معلم " شاعر " 

استاد علی معلم "شاعر "

اول - علی معلم " شاعر ، ترانه سرا ، نویسنده و موسیقی دان " ، چهره ی برگزیده و ماندگار نخستین همایش چهره های ماندگار در حوزه ی شعر و ادب پارسی :

نام پدر : علی اصغر

متولد سال یک هزار و سیصد و بیست و نه در شهرستان دامغان

تحصیلات ابتدایی را در دبستان منوچهری دامغانی و متوسطه را در دبیرستان فردوسی در شهرستان دامغان گذراند و سپس برای ادامه ی تحصیلات راهی تهران شد

تحصیلات دانشگاهی در دو رشته ی حقوق و ادبیات پارسی از دانشگاه تهران .

 آنچه علی معلم را ، در زمینه شعر، تبدیل به چهره ای خاص و منحصر به فرد نموده احاطه ی عجیب ایشان بر کلمات و لغات فارسی است که این ویژگی ایشان را تبدیل به یک لغتنامه ی سیار نموده . و از لحاظ شعری این گستردگی دایره کلمات باعث وزین گشتن این اشعار شده و در ضمن گه گاه ، سبب بروز سنگینی در درک معنایی این شعرها نیز می گردد.

آنچه درباره ی استاد علی معلم " شاعر " گفتنی است و کمتر دوستداران ایشان از آن اطلاع دارند ، علم ایشان در زمینه ی موسیقی است که آن را به صورت کاملا تخصصی می دانند . این تخصص چه به لحاظ فلسفه ، چه از لحاظ شناخت و چه از نظر نواخت (مخصوصا سازهای زهی ) در موسیقی کمتر بازگو و عیان شده ، ولی دوستان نزدیک و شاگردان خاص ایشان به این مطالب کاملا واقف اند .

 استاد علی معلم " شاعر "

استاد علی معلم " شاعر "

 


 

علی معلم " منتقد " 

استاد علی معلم " متخصص در امور فیلم و سینما "

دوم - علی معلم " مجری ، منتقد سینما ،داور جشنواره های فیلم ، نویسنده و تهیه کننده " ، صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه ی دنیای تصویر که یکی از با سابقه ترین مجلات سینمایی بوده و نزدیک به پانزده سال در ایران منتشر شده ( تا سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت )

نام پدر : عبدالله

متولد سال هزار و سیصد و سی و دو در شهرستان دامغان

تحصیلات ابتدایی را در دبستان محمد ر ض ا ش ا ه سابق و متوسطه را در دبیرستان کورش شهرستان دامغان گذراند و سپس برای ادامه ی تحصیلات راهی تهران شد .

تحصیلات دانشگاهی : تخصص در امور فیلم و سینما از دانشگاه تهران  ؟؟؟

آنچه در مورد علی معلم " منتقد " بارز است ، تسلط بی نظیر ایشان در حوزه ی سینمای داخل و خارج است و این امر ایشان را تبدیل به شخصی می کند که ( در زمینه ی فیلم و سینما ) بسیار می داند و این تسلط بر حرفه ( نقد فیلم ) ، تسلط و راحتی ایشان را در اجرا نیز به همراه دارد . با دیدن نحوه ی اجرای علی معلم ( چه در تلوزیون و چه در جشنواره ها )  اولین چیزی که به ذهن هر بیننده ای خطور می کند راحتی مجریست و این او را از سایر هم تایان خویش متمایز می گرداند .

 علی معلم "منتقد " 

استاد علی معلم " متخصص در امور فیلم و سینما "

قابل ذکر است که این دو بزرگ و اندیشمند پسر عموی هم هستند . که اتفاقا از خاندانی بزرگ و ریشه دار اینچنین افرادی بر می خیزند که در زیر اشاره ای به خاندان آنها نموده که از دیر و دور تا به امروز همواره افراد بزرگ و صاحب منصبی بوده اند .

خاندان معلم :

این خانواده با چند واسطه منشعب است از عالم بارع ، مرحوم حاج حبیب الله که اصلا اهل کلاته رودبار دامغان بوده است و در زمان فتحعلی شاه و به فرمان وی امر جمعه و جماعت شهر را به عهده گرفته است وی داری فرزندان عدیده بوده و فرزندان پسر وی عموما تا چند نسل پی در پی از علما و مجتهدان به نام بوده اند .

اولین فرزند او ، مرحوم حاج میرزا رضا اول از مجتهدین بزرگ عهد قاجار است . سومین فرزند این عالم ، فقید سعید ، حاج میرزا رضای دوم معروف به شریعتمدار است ، که در دوره های چهارم و پنجم مجلس شورای ملی سمت نمایندگی مردم دامغان و شاهرود را داشته است .

فرزند دوم مرحوم حاج حبیب ، حاج میرزا بابا که او را فرزندی به نام حاج میرزا علی اکبر و او را نیز فرزندی بنام حاج میرزا محمد بوده است .

فرزندان حاج میرزا محمد ( پسران ) عبارتند از :

مرحوم علی اصغر : والد شاعر بامدار

مرحوم علی اکبر : عالم وارسته و عارف معروف که در حوزه ی عرفان شهره عام و خاص است . افرادی که با او تماس داشته اند گواهی می دهند که بسیاری از پرده ها از جلوی چشمان او برداشته شده بود و پاسخ گفتن به سوالات ماورا الطبیعه برای او امری ساده قلمداد می شد . گفتنی است امام خمینی در روزهای پایانی عمر خویش ایشان را در بر خویش فرا می خواندند و در خلوت با یار و دوست قدیمی خود به صحبت می نشستند و جالب تر آینکه در زمانی که جناب علی اکبر معلم در کنار بستر امام حضور داشتند امام از همه دور و بری ها (حتی حاج احمد خمینی فرزند و یار همیشه همراه امام )  می خواستد که اتاق ایشان را خالی کنند تا در خلوت و به راحتی با این عارف فرزانه هم صحبت شوند . تصاویر مربوط به این دیدار ها توسط دوربینی که در اتاق امام خمینی (ره ) تعبیه شده بود شکار شده اند و قرار است بهروز افخمی فیلمی بسازد که این تصاویر در آن  گنجانده خواهد شد .

مرحوم عبدالله : والد محقق و کارشناس و منتقد بنام علی معلم .

این دو بزرگوار ( آقایان علی معلم ) در عرصه ی هنر و ادب مسئولیت های مهمی را نیز برعهده داشته و دارند که گفتن تمام این مسئولیت ها در این مجال نمی گنجد .

در پایان از کمک و راهنمایی استا حسین معلم ( برادر استاد علی معلم " شاعر " ) کمال تشکر و قدر دانی را دارم .

گرد آورنده : حکمت حسین زاده

|+| نوشته شده توسط حکمت در یکشنبه شانزدهم تیر 1387  |
 منم اومدم

سلام من هم اومدم.

خوب امروز می خوام یه شکل گوناگون و متفاوت از گوناگون رو بهتون نشون بدم . تا حالا هیچ وقت به این شکل که از اتفاقاتی که در روزهای زندگیمون افتاده ننوشته بودم ولی گوناگونه دیگه اینم یه شکلشه .

آره، جونم براتون بگه که چند روزی که نبودم دلیلش این بود که رفته بودیم رامسر ( جاتون خالی ) ، حالا می خوام یه گزارشی از این سفر بدم واستون :

رامسر 1

آغاز سفر: دوستان این توضیح رو باید بدم که من به همراه داداش بزرگم (حامد ) و خانوادش و دو تا از دوستای دادشم با خانوادشون رفتیم رامسر و محل اسکانمون هم ...

بقيه رو تو ادامه بخونين.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حکمت در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  |
 شعر حیف (محسن یگانه)
سلام

امروز یک شعر خیلی زیبا واستون میزارم. این اهنگ تازه اومده و مطمئا هستم خیلی از شما گوش نکردین اما پیشنهاد می کنم حتما تهیه و گوش کنین چون واقعا قشنگه .فعلا شعرش رو بخونین تا اهنگشم واستون بذارم.

حیف که نمی شه بمونی کنارم

من که جز تو کسی رو ندارم

کاش که بمونی پیشم یک لحظه

این یک لحظه به یک عمر می ارزه

تویه چشمام نگاه کن یک رود

این چشمها بی تو عاشق نبوده

من نمی خوام که با غم بسازم

من نمی خوام به اشکهام بنازم

وقتی که از نگاه من بریدی

با چنگ دندون به هوا پریدی

خواستم با اشکهام راحت ببندم

حیف که چشمات بستی ندیدی

تو میری رفتنت میبینم

باز به تماشای افق می شینم

میری اتش می کشی به جونم

ترانه هام واسه کی بخونم

وقتی که از نگاه من بریدی

با چنگ دندون به هوا پریدی

خواستم با اشکهام راحت ببندم

حیف که چشمات بستی ندیدی

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل در شنبه هجدهم خرداد 1387  |
 بیوگرافی ابوالفضل پورعرب
 ابوالفضل پورعرب

ام اصلي: ابوالفضل
نام خانوادگي اصلي: پورعرب
شغل : بازیگر
......................................
تاريخ تولد: 134۰
محل تولد: تهران
مليت: ایران
......................................

مدرك تحصيلي: فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی

بيوگرافي
فعالیت در تئاتر را از سال 1359 آغاز کرد و نخستین بار در نقش کوتاهی در فیلم "زخمه" ظاهر شد.
او همچنین در فیلم "دزد و نویسنده" به عنوان دستیار کارگردان حضور داشته است.
برای بازی در فیلم "عروس" در جشنواره نهم فیلم فجر خوش درخشید و در جشنواره پیونگ یانگ (1373) جایزه بهترین بازیگر مرد را گرفت.
او در سال 1375 و در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم "مردی شبیه باران" جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کرد.
او سه بار در مجموعه های تلویزیونی "تنهاترین سردار" (1376)، "مسافر" (1379) و "عروس" (1382) بازی کرده است.
بازی متفاوت او در فیلم "تیک" (١٣٨٠) بار دیگر او را مطرح کرد.

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل و حکمت در جمعه هفدهم خرداد 1387  |
 زندگینامه افشین قطبی

نام : افشین قطبی

تاریخ تولد : 19 بهمن 1343 (شمسی)  ؛ ۸ فوریه ۱۹۶۴ (میلادی)

محل تولد : شیراز

مهمترین سوابق کاری : دستیار پیم وربیک در کره جنوبی ؛ دستیار گاس هیدینگ در کره جنوبی ؛ دستیار دیک آدوکات در کره جنوبی

 

افشین قطبی در پنجم بهمن ماه سال 1343 در شهر شیراز به دنیا آمد ، در سال 1356 به همراه پدر و زن پدرش در حالیکه 13 سال داشت به آمریکا رفت و در یک شهر کوچک در حوالی لس آنجلس ساکن شد.

فوتبال خودش را از سه سالگی در شیراز آغاز کرد و در آمریکا هم پس از یادگیری زبان انگلیسی به بازی فوتبال می پرداخت ، وی در مدرسه "جونیور هایس هود" که در آن درس میخواند به عضویت تیم فوتبال آن مدرسه در آمد و توسط شخصی که پدرش ایرانی و مادرش مصری بود و صاحب یک مدرسه فوتبال هم بود ، به عضویت مدرسه فوتبال در آمد و پس از مدتی به جای بازی در این تیم ، مربی این تیم شد و توانست تیم تحت هدایتش را به مقام اول در کالیفرنیا برساند.

وی هنگامی که به آمریکا رفت به همراه درس خواندن و آموزش فوتبال به کار روزنامه فروشی و باغبانی پرداخت تا بتواند خرج خود را در بیاورد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل در جمعه هفدهم خرداد 1387  |
 بازگشت
سلام

من برگشتم چند وقت تو طول ترم نبودم نتونستم اپ کنم  اما از الان دیگه هر روز مطلب جدید دارم.یک سر بزنین نظرم بدین خوشحال می شم.

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387  |
 شام مهتاب

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان

شام مهتاب

ترانه شام مهتاب : " ترانه سرا : مینا جلالی ، آهنگ ساز : صادق نجوکی ، تنظیم : صادق نجوکی ، با صدای جاودان داریوش "

تو اون شام مهتاب ،  کنارم نشستی

عجب شاخ گل وار، به پایم شکستی

قلم زد نگاهت ، به نقش آفرینی

 که صورت گری را ، نبود این چنینی

 پریزاد عشق رو ، مه آسا کشیدی

خدا را به شوق ، تماشا کشیدی

تو دونسته بودی ، که خوش باورم من

شکفتی و گفتی ، از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی ؟

تو گفتی یه بی تاب !

تا گفتم دلت کو ؟

تو گفتی که در یاب !

قسم خوردی بر ما ، که عاشق ترینی

 تو یک جمع عاشق ،

تو صادق ترینی

 همون لحظه ابری ، رخ ماه و آشفت

به خود گفتم ای وای !

مبادا دروغ گفت ؟

گذشت روزگاری ، از اون لحظه ی ناب

 که معراج دل بود ، به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق ، چه محتاج نشستم

تو هر شام مهتاب ، به یادت شکستم

تو ، از این شکستن ، خبر داری یا نه؟

 هنوز شور عشق و ، به سر داری یا نه ؟

هنوزم تو شب هات ، اگه ماه و داری!؟

 من اون ماه و دادم ، به تو یادگاری

هنوزم تو شب هات ، اگه ماه و داری!؟

 من اون ماه و دادم ، به تو یادگاری

 من اون ماه و دادم  ، به تو یادگاری.

dariush

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل و حکمت در سه شنبه هفتم خرداد 1387  |
 خموش

شکست یک فرصت است . اگر دیگری را مقصر بدانی ، پایانی برای مقصر دانستن دیگران وجود نخواهد داشت .انسان فرزانه به وظایفش عمل می کند و اشتباهش را اصلاح می نماید . او آنچه ضروری است را به انجام می رساند و از دیگران چیزی طلب نمی کند .

 

آنان که می دانند ، خاموش باقی می مانند . آنان که نمی دانند ، سخن می گویند . دهانت را ببند ، حواست را نا دیده بگیر ، زندگی را فراموش کن ، گره هایت را باز کن ، نگاهت را نرم و لطیف کن ، و گرد و خاک را بتکان ، این هویت اصلی توست.

 

برگزیده ای از کتاب تائو ت چنگ

ترجمه ی فرشید قهرمانی

خموش

|+| نوشته شده توسط حکمت در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387  |
 پرسپولیس سلطان ایران شاه تیمان

قهرمانی ارتش سرخ را به همه ی عاشقان ، که خون قرمز در رگهایشان جریان دارد، تبریک می گویم

با امید قهرمانی پرسپولیس همیشه قهرمان در رقابت های آسیایی

RE De teeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

قرمزتهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

|+| نوشته شده توسط حکمت در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا